شروع کسب و کار هوشمندانه چگونه است؟

حتما شما هم در زمان‌های گوناگون به فکر جدا شدن از شرکت یا سازمان خود و راه اندازی کسب و کار شخصی خودتون هستید و به اصطلاح می‌خوایید آقای خودتون باشید!

پس به کسب و کارهای و ایده‌های مختلف فکر کردین و تلاش کردین ببینید چه پیش نیازهایی داره تا بتونید راه اندازیش کنید!

مثلا ممکنه بگید یه تولیدی لباس یا ارائه خدمات زیبایی یا راه اندازی سایت فروش لوازم و التحریر برای کار شخصی خوبه!

هیچ‌کدوم از ایده‌ها و کسب‌وکارهای بالا بد نیست، ولی هر کسب و کاری اگر بد شروع و مدیریت بشه حتماً زمین میخوره (برید کسب و کارهای موفق ایرانی و جهانی شکست خورده رو ببینید)

در متن زیر تلاش کردم تجربیات و دانش خودم رو بصورت خیلی میکرو و جمع و جور در اختیارتون قرار بدم تا کمترین ریسک رو داشته باشید

لطفاً هر سوالی دارید بپرسید تا این مطلب جامع‌تر و کامل‌تر بشه

اگر بخوام خیلی کلی پیش نیازهای راه‌اندازی یک کار، شغل یا کسب و کار رو عنوان کنم موارد زیر به ذهنم می‌رسه:

  1. بررسی و ارزیابی ایده
  2. انجام تحقیق بازاریابی و میدانی
  3. نوشتن نقشه راه و قدم‌های موردنیاز
  4. دریافت بازخورد و نظرات از دوستان و آشنایان
  5. انتخاب نام برای کسب و کار
  6. انتخاب ساختار تجاری و روش کسب درآمد
  7. راه اندازی اولیه و دریافت بازخورد
  8. بازبینی و بررسی مجدد اهداف کسب و کار
  9. رسمی شدن کسب و کار، دریافت مجوزها و طراحی لوگو و شعار و …
  10. طراحی و راه اندازی وب‌سایت و شبکه های اجتماعی
  11. انتخاب تیم کاری و بهبود دانش اعضای تیم
  12. انتخاب راه‌های مناسب برای کسب بازخورد به طور مداوم

تک تک قدم ها نیاز به سرچ، گفتگو با متخصصان و بررسی نمونه های مشابه رو نیاز داره پس لطفا هر مرحله رو جدی بگیرید

ولی جدی گرفتن با کمال گرایی تفاوت داره و سعی کنید زمان خود را برای بهبود اطلاعات و کیفیت در همین ابتدا نذارید!

یعنی تلاش کنید در هر مرحله محصول یا خدمت خود را بهبود بدین، به جای اینکه محصول یا خدمت خودتونو در ابتدا کامل و بدون خطا درست کنید و بعد وارد بازار بشین.

در فضای استارتاپ عبارتی جذاب وجود داره از آقای ست گودین، که توجهتونو بهش جلب می‌کنم:

بزرگ فکر کن، کوچک شروع کن

این مفهوم کوچک فکر کردن به معنای طولانی نشدن فرآیند توسعه هست و با “تفکر سطحی” تفاوت داره

و بعدش هم یه آپدیت جذاب توسط آقای شارما این مفهوم رو روشن‌تر و عملیاتی‌تر از قبل ارائه داد: (ترجمه‌ی خودمونی خودمو ارائه دادم)

بزرگ رویاپردازی کن، کوچک شروع کن، ولی الان یه کاری بکن!

Robin S. Sharma Quote: “Dream Big. Start small. Act now.”

خب

قصد داشتم در این مطلب یک نمای بیرونی و بالا از چشم انداز شروع یک کسب و کار شخصی رو براتون ارائه بدم، امیدوارم بتونید هرچه زودتر اولین درآمد از کسب و کار خودتونو داشته باشید

این مطلب آپدیت خواهد شد…

معرفی ابزار: آیا برای مدیریت زمان انجام کارها آماده‌اید؟ از GTD چه می‌دانید؟

برای مدیریت زمان روش‌ها و تکنیک‌های مختلفی وجود دارد، در این مطلب سعی کردم که یکی از جدیدترین، ساده‌ترین و کاراترین تکنیک مدیریت زمان که به روش مدیریت زمان دیوید آلن (GTD (Getting Things Done معروف است، تعریف شده و توضیح داده شود.

این تکنیک مدیریت زمان و کار‌ها توسط یک مشاوره مدیریت بهره وری به نام دیوید آلن (David Allen) توسعه یافته است. این تکنیک بر مبنای این ایده که وظایف و پروژه‌های برنامه‌ریزی شده خارج از فکر و ذهن نمود یابند و به صورت اقلام کاری قابل اجرا (actionable) تفکیک و تجزیه شده و مکتوب شوند، شکل گرفته است. این تکنیک کمک می‌کند که روی اقدام کردن روی یک وظیفه (task) تمرکز شود به جای اینکه آن‌ها را بازخوانی (recall) یا جستجو شوند. این تکنیک مدیریت زمان از پنج مرحله به نام‌های:

  • بدست آوردن (capture)
  • شفاف و صریح کردن(clarify)
  • سازماندهی کردن(Organize)
  • تفکر و تعمق کردن(reflect)
  • درگیر و فعال شدن(engage)

تشکیل شده است.

بدین معنی که هرگاه همه چیزها (Stuff) یا در یک صندوق ورودی (inbox) بدست آمده و مشخص شده‌اند، هر چیز یا قلم از کار باید صریح و شفاف مشخص شود، سپس این اقلام با پرسش و پاسخ‌هایی که در شکل زیر نشان داده شده‌اند باید سازماندهی شوند و در نتیجه این پرسش و پاسخ‌ها هرکدام از اقلام کار باید در یکی از هشت حالتی که در زیر که مربوط به جریان کار تکنیک مدیریت زمان GTD است، قرار گیرد. هشت حالات اقدام یا عمل موارد زیر هستند:

  • دور انداخته شوند
  • در فهرست انجام شاید روزی قرار گیرند
  • در یک سیستم بایگانی ارجاع تمیز قرار گیرند
  • در فهرست وظایف کار‌ها قرار گیرند (اگر در حالت ناکامل یا بصورت پروژه‌ای که چند مرحله لازم دارد باشد)
  • سریعاً انجام و کامل شوند (در کمتر از ۲ دقیقه)
  • به کسی انجام آن محول شود (می‌توانید فهرستی به نام “لیست انتظار… ” درست کنید
  • در فهرست اقدام بعدی براساس شرایط قرار گیرد
  • در تقویم کار شما قرار گیرد

این صندوق‌های ورودی کار‌ها باید هر روز یا نهایت هر هفته خالی شوند. در واقع این صندوق ورودی نباید لیست کار‌هایی که باید انجام گیرد باشد.

تکنیک مدیریت زمان GTD چیست؟

در مرحله بعد این کار‌ها وارد مرحله تفکر و تعمق (reflect) می‌شوند. پروژه‌های چند مرحله‌ای که در بالا تعریف شده‌اند باید یک خروجی مطلوب داشته و یا وارد مرحله اقدام بعدی (next action) شوند. در نهایت یک کاروظیفه از لیست وظایف کار‌های شما اجرا و انجام می‌شود مگر اینکه تقویم شما چیز دیگری را معین کرده باشد. شما انجام یک کاروظیفه را با لحاظ کردن موقعیت خود، زمان موجود، انرژی موجود و اولویت انتخاب می‌کنید.

برخلاف بسیاری از نظریه‌های تصمیم‌گیری، هدف‌گذاری و مدیریت زمان که مسیر بالا به پایین را دارند، این تکنیک و روش مدیریت زمان در جهت مخالف عمل می‌کند. دلیل آن این است که برای هر فردی تمرکز روی یک هدف کلی‌تر و کلان‌تر دشوار است، اگر نتوانند کار‌ها و وظایف روزمره را بطور مناسب کنترل و مدیریت کنند. در واقع با استفاده از این سیستم که ورودی‌های روزمره از کارهاوظایف را مدیریت می‌کند، فرد می‌تواند از مشغله و فضای ذهنی خود کاسته و به سطح یا مرحله بعد انجام کار برود.

یکی از مزیت‌های روش مدیریت زمان جی تی دی وابسته نبودن آن به فناوری هاست. البته بسیاری از سیستم‌های مدیریت زمان و مدیریت وظایف و پروژه‌ها از این روش و تکنیک بهره برده‌اند، اما دیوید آلن اساس این روش‌شناسی مدیریت زمان را بر مبنای ترسیم روی یک کاغذ گذاشته است تا ساده و آسان باشد.

روش مدیریت زمان و وظایف GTD از دو منظر تعریف می‌شود. یک منظر کنترل یا انجام کار‌ها است که در بالا توضیح داده شد و منظر دیگر مربوط به نگرش (perspective) شما به کار‌ها، وظایف و پروژه هاست. در واقع همان‌طور که در بالا توضیح داده شد در این نگرش سعی می‌شود به جای اینکه ورودی‌ها و داده‌های کلان مورد توجه قرار گیرند، داده‌ها از سطح خرد و به ترتیب زیر موردتوجه قرار می‌گیرند تا ذهن شما با داده‌های ورودی که باید برمبنای آن‌ها تصمیماتی بگیرید، بمباران نشده و مشغول نشود.

بطورخلاصه روش مدیریت زمان جی تی دی مبتنی بر ذخیره کردن، ردگیری رهگیری، بازیابی اطلاعات مربوط به کار‌هایی که باید انجام شوند، می‌باشد. بسیاری از مشغله‌ها و موانع ذهنی ما ناشی از عدم برنامه‌ریزی از پیش است. یعنی از پیش فکر کردن، تهیه فهرستی از اقدامات و کار‌هایی که بعد‌ها باید بدون برنامه‌ریزی از قبل انجام گیرد. یکی از مشکلات ما این است که سیستم یادآوری مغز و ذهن ما ناکارآمد بوده و به ندرت انجام کار‌هایی که باید انجام دهیم را به ما یادآوری می‌کند. وجود مراحلی مانند اقدام بعدی (قسمت Context نمودار) یک سیستم حمایتی به منظور اطمینان از همین یاداوری برای ذهن ما در زمان مناسب و درست است.

نکاتی برای بهبود کارایی خود:

۱) مهم‌ترین کارها (م ت ک): در آغاز روز یا شب قبل، سه کار از مهمترین ۴ کاری که باید در روز آینده انجام دهید مشخص کنید. آنها را اول از همه انجام دهید. حتی در پایان روز اگر نتوانید کار دیگری غیر از آن سه تای اصلی انجام دهید، روز مفیدی را گذرانده‌اید.
۲) طرحهای بزرگ: طرحهایی که شما در هر فرصت اضافه‌ای به سراغشان می‌روید. طوری برنامه‌ریزی کنید که بصورت روزانه یا هفتگی وقتی اختصاص دهید و این سنگ بزرگ را به تدریج به جلو برانید.
۳) صفر کردن صندوق پست: هر ایمیلی را که به‌دستتان می‌رسد همان لحظه بخوانید و درباره آن تصمیم بگیرید. باید آن را پاک کنید؟ در لیست قرار دهید یا برای آن نیاز به یک منبع دارید؟ آن را در پوشه دیگری بگذارید. فقط صندوق پست را هر روز صفر کنید و به روز دیگر موکول ننمایید.
۴) زودتر از خواب برخیزید: با یک ساعت زودتر از خواب برخاستن، یک ساعت مفید به زندگی‌تان آغاز کنید. یک ساعت قبل از هر شخص دیگری.
۵) خلق ایده: عمل تولید ایده‌های متنوع بدون ویرایش یا سانسور خودتان. خیلی از مردم برای این کار از نقشه‌های ذهنی استفاده می‌کنند. به چیز یا فکری که قرار است شکل بگیرد بچسبید و از میانه، آن را دنبال کنید و شروع کنید هر چه به ذهنتان می‌رسد را بنویسید. زیرمجموعه‌ها و موضوعات ریز و درشت آن را بسازید. به این توجه نکنید که ایده‌ها خوبند یا نه؟ فقط آنها را از ذهنتان بیرون بکشید. بعد از مدتی خودتان از ایده‌های نو خلاقی که بدست می‌آورید تعجب خواهید کرد.
۶) شکار لحظه‌ها: همیشه چیزی برای یادداشت برداری با خود داشته باشید مثل کاغذ و خودکار، یا PDA یا یک بسته کارت که برای همین کار استفاده شده.
هر فکری را که به ذهنتان می‌رسد شکار کنید هر چیزی مثل ایده، طرحی برای پروژه، قرار ملاقاتی که فکر می‌کنید به آن نیاز است یا حتی خریدی که باید از فروشگاه انجام دهید. منظم بررسی‌اش کنید و هر چیزی را به جایی که به آن تعلق دارد انتقال دهید.

۷) خواب بیشتر: خواب برای سلامتی، یادگیری و هوشیاری ضروری است. تحقیقات نشان می‌دهد بدن در طول نود دقیقه به یک چرخه خواب کامل فرو می‌رود پس خواب کمتر از آن تاثیری مانند خواب واقعی نخواهد داشت البته حال شما را بهتر خواهد کرد. هر شب هشت ساعت بخوابید. به خواب به چشم یک لذت نگاه کنید نه به چیزی که مجبورید انجام دهید یا جزو تفریحات غیرجدی است.

۸) قورباغه را قورت بده: کاری را که بیشتر از همه از آن بدتان می‌آید اول انجام دهید. بر اساس این نظریه که اگر اولین چیزی که صبح می‌خورید قورباغه باشد، بقیه روز به آن بدی نخواهد بود!

۹) دسته بندی کردن کارها: کارهای همانند را یکباره با هم انجام دهید. برای مثال ایمیل‌ها را در طول روز و تک و توک نخوانید. بجایش یک ساعت را اختصاص دهید و همه ایمیل‌ها را یکجا بخوانید این کار را برای پیغام های صوتی، فایل بندی‌ها و غیره نیز انجام دهید

۱۰) زنجیره را نشکن: برای دنبال کردن اهداف روزانه‌تان از یک تقویم استفاده کنید. یک روز برای ورزش، یک روز تصمیم می‌گیرید هزار لغت بنویسید و غیره. هر روز این زنجیره بزرگتر می‌شود و آن را تا حد ممکن نشکنید تا به موفقیت مطلوب برسید.
۱۱) بررسی: وقتی در نظر گرفته و هر هفته با خودتان آنچه انجام دادید و آنچه مربوط به هفته بعد است را بررسی کنید و اگر کار جدیدی قرار است اضافه شود آن کار را وارد برنامه کنید.
۱۲) نقش‌ها: هر کسی در زندگی‌اش نقش‌های متفاوتی بازی می‌کند برای مثال یک نفر می‌تواند در زندگی شخصی‌اش معلم، دانشجو، همسر، فرزند، برادر، عمو و .. باشد. درک درست از هر نقش و آموختن جداسازی این نقش‌ها در همه حال، برای ایجاد توازن در زندگی ضروری است تا شما را به هدف نزدیکتر کند.

۱۳) غرق شدن در کار: این حالت زمانی اتفاق می‌افتد که شما آنقدر جذب کار شدید که از گذشت زمان آگاه نیستید و گویا کار بصورت خودکار جلو می‌رود. رهایی از این وضعیت بصورت هوشیارانه سخت است اما می‌توان شرایطی را پیش‌بینی کرد که مانعی در مسیر گذاشته شود تا شما به خود بیایید و مقداری آرامش و استراحت داشته باشید.
۱۴) ایجاد محیط شخصی: می توانید در حال کار یک هدفون در گوش خود بگذارید مردم وقتی کسی را با هدفون می‌بینند کمتر مزاحمش می‌شوند. لازم نیست حتما موسیقی گوش بدهید، فقط خودتانید که می‌دانید چرا هدفون در گوش دارید!
۱۵) حافظه کتبی: به حافظه خود اعتماد نکنید و از همه چیز یادداشت بردارید، این واقعا کمک می‌کند. با مغز خود فکر کنید و با یادداشت منبعی داشته باشید که بتوان به آن رجوع کرد یا مسیر را دنبال کرد.
۱۶) اجازه خطا کردن: به خود اجازه خطا بدهید. این فکر را رها کنید که هر کاری را در بار اول باید کامل و بی‌نقص انجام داد. به خود قول بدهید که برگردید و درستش کنید!
۱۷) تمپلیت یا قالب آماده: برای کارهایی که همواره تکرار می‌شود یک قالب بسازید مثل پاسخ ها به مشتری، پست وبلاگ و غیره.
۱۸) لیست Not to do: این بار لیستی تهیه کنید از کارهایی که نباید انجام شوند زیرا به روند کار لطمه می‌زنند مثلا نباید در حین کار بصورت آن لاین بازی‌های فلش انجام دهید! یا مرتب به فیس بوکتان سر بزنید*

مدیران چگونه انگیزه را در کارمندان خود از بین می‌برند؟

سازمان ها از اهمیت ایجاد انگیزه و تعامل کارمندان با وظیفه به خوبی آگاهند، اما در اکثر مواقع، نمی‌توانند مدیران خوبی را برای اجرای این کار انتخاب کنند. زمانی که این روند با شکست مواجه شود، با عواقب آزاردهنده‌ی آن روبرو خواهند بود.

تحقیقاتی که در دانشگاه کالیفرنیا انجام شده، نشان می دهد میزان بهره‌وری کارمندانی که دارای انگیزه هستند، تا ۳۱ درصد بیشتر است، فروش آنها نیز به میزان ۳۷ درصد بیشتر بوده و خلاقیت آنها سه برابر بیشتر است. همچنین احتمال استعفای آنها از کار نیز تا ۸۷ درصد کمتر از کارمندان دیگر است.

آمار اعجاب انگیز Gallup نشان می دهد که ۷۰ درصد از تاثیر حفظ روحیه یا از بین رفتن آن، به مدیران بستگی دارد. به همین دلیل است که کارمندان، از شغل خود استعفا نمی دهند، بلکه از مدیران خود فاصله می گیرند.

مدیران قبل از اینکه هرگونه تلاش در زمینه ی ایجاد انگیزه و تعامل کارمندان با کار را آغاز کنند، باید از انجام دادن چندین کار خودداری کنند. در ادامه با نمونه ای از رفتارهایی آشنا می شوید که مدیران باید آنها را از محیط های کاری حذف کنند:

۱. تعیین قانون‌های غیر منطقی

قانون یکی از لازمه های هر شرکت به شمار می رود؛ اما این قانون ها نباید کوته نظرانه باشند و از روی تنبلی برای ایجاد نظم مورد استفاده قرار گیرد. فرقی نمی کند که این قانون ها درباره ی سیاست های حضور متعصبانه و یا کم کردن وقت آزاد کارمندان باشد، در هر صورت، تعداد زیاد قانون های غیر ضروری می تواند کارمندان را کلافه کند.

۲. نادیده گرفتن دستاوردهای کوچک و بزرگ

همه‌ی افراد از تجلیل شدن لذت می برند و افرادی که عملکرد بهتری داشته و با تمامی وجود کار می کنند، بیشتر لایق هستند. پاداش دادن به دستاوردهای شخصی افراد به این معناست که به آنها اهمیت می دهید. مدیران باید با کارمندان خود در ارتباط باشند تا بدانند که چه چیزهایی حال آنها را خوب می کند (برای برخی افزایش حقوق و برخی دیگر، شناخته شدن در عموم) و سپس به خاطر کار خوبشان به آنها پاداش بدهند.

۳. استخدام افراد نامناسب یا ترفیع دادن به این‌گونه از کارمندان

زمانی که مدیران افراد مناسب را استخدام نمی کنند، در واقع باعث از بین رفتن انگیزه ی افرادی می شوند که در حال حاضر در شرکت فعالیت می کنند. تاثیری که ترفیع افراد نامناسب دارد، از این نیز بدتر است. زمانی که به سختی کار می کنید تا ترفیع شغلی مورد نظر را به دست بیاورید، اما این فرصت به راحتی در اختیار یک فرد نامناسب قرار می گیرد، یک توهین بزرگ به شمار می رود. به همین دلیل است که افراد خوب شرکت‌ها استعفا می دهند.

۴. با همه به طور مساوی رفتار کردن

اگر با همه ی کارمندان به طور مساوی رفتار کنید، در واقع به بهترین کارمندان خود نشان می دهید که عملکرد بالای آنها، هیچ ارزشی ندارد؛ نشان می دهید که با کارمندان تنبلی که تنها به ساعت نگاه می کنند و برای تمام شدن ساعت کاری لحظه شماری می کنند، هیچ تفاوتی ندارند.

۵. تحمل عملکرد ضعیف

زمانی که اجازه می دهید تا ضعیف ترین حلقه ی ارتباطی، بدون هیچ عواقبی به کار خود ادامه دهد، در واقع باعث می شوید که دیگران را نیز با خود به پایین ترین سطح بکشانند.

۶. عدم وفاداری به تعهدات

وعده دادن به کارمندان، شما را در جایگاهی میان خوشحال کردن و استعفای آنها قرار می دهد. زمانی که به وعده و تعهدات خود وفادار می‌مانید، به دیگران ثابت کرده اید که قابل اعتماد و محترم هستید، اما زمانی‌که وعده های خود را عملی نمی کنید، فردی غیر قابل احترام، بی توجه و بی مسئولیت به‌نظر می رسید. علاوه بر این، اگر رئیس یا مدیران به وعده های خود پایبند نباشند، کارمندان نیز دلیلی برای این کار نمی‌بینند.

۷. بی‌تفاوت بودن

مدیران در شرکت های هوشمند به خوبی می‌دانند که باید در روابط حرفه ای با افراد، تعادل برقرار کنند. اینها همان مدیرانی هستند که از موفقیت های کارمندان خود قدردانی می کنند، افرادی که در شرایط سخت هستند را درک می کنند و کارمندان را به چالش می کشند. مدیرانی که به اینگونه از مسائل بی توجه هستند، تعداد زیادی از کارمندان خود را از دست می دهند. نمی توان بیش از هشت ساعت را برای افرادی کار کرد که هیچ اهمیتی قائل نمی شوند و تنها به کار کردن شما فکر می کنند.

منبع: Entrepreneur

معرفی ابزار: هرچیزی در جهان خلقت با مایندمپ قابل تحلیل است

نقشه ذهنی یا مایندمَپ، یک روش گرافیکی برای نشان دادن ایده‌ها و مفهوم‌ها است؛ ابزاری برای بصری فکر کردن که مرتب کردن اطلاعات را آسان‌تر می‌کند و به شما در تحلیل، درک، ترکیب، به‌یادآوری و تولید ایده‌های جدید کمک می‌کند.

درست مثل هر ایده‌ی فوق‌العاده‌ی دیگری، قدرت نقشه ذهنی هم در سادگی آن است.
در یک نقشه ذهنی برخلاف یادداشت‌برداری سنتی یا نوشته‌های پیوسته، اطلاعات به شکلی مرتب می‌شوند که خیلی شبیه به طرز کار واقعی مغز است. از آنجایی که کشیدنِ مایندمپ یک فعالیتِ هم تحلیلی و هم هنرمندانه است، مغزتان را به شکل عمیقی درگیر می‌کند و به عملکردهای شناختی آن کمک می‌کند. بهتر از همه اینکه کار لذت‌بخشی است.
ولی اصلاً یک نقشه‌ی ذهنی چه شکلی دارد؟ به‌جای توضیح دادن، بهتر است برایتان یک مثال بزنم:

این مایندمپ اتفاقاً درباره‌ی خودِ مایندمپ است که بخش‌های اصلی یک نقشه ذهنی و تکنیک‌هایی برای کشیدن آن را نشان می‌دهد. البته قبول دارم که در نگاه اول ممکن است کمی درهم و برهم به‌نظر بیاید، ولی زود قضاوت نکنید. وقتی توانستید عادتِ قدیمی نت‌برداری به روش خطی و پیوسته را ترک کنید، دیگر پشت سرتان را هم نگاه نمی‌کنید.

کاربردها و فایده‌ها
فکر می‌کنم تا همین حالا هم فایده‌ی مایندمپ‌ها و اینکه چرا به کارتان می‌آیند را فهمیده باشید. مایندمپ با به حرکت انداختن قوه‌ی خلاقیت‌تان و لذت‌بخش کردن یادداشت‌برداری، شما را از خطی و بی‌رنگ‌ورو تصور کردنِ ایده‌ها دور می‌کند.
ولی مایندمپ‌ها را برای چه‌کارهایی می‌توانیم استفاده کنیم؟

  • یادداشت برداری
  • طوفانِ فکری (برِین‌استورمینگ)؛ چه فردی و چه گروهی
  • حل مسأله
  • یادگیری و به‌خاطر سپاری
  • برنامه‌ریزی
  • جمع‌آوری و تثبیت اطلاعات از منبع‌های مختلف
  • ارائه‌ی اطلاعات
  • درک بهترِ موضوع‌های پیچیده
  • به‌کار انداختن قوه‌ی خلاقیت

نام‌بردنِ همه‌ی کارهایی که می‌شود از مایندمپ در آن‌ها استفاده کرد خیلی سخت است. واقعیت این است که مایندمپ‌ها می‌توانند تقریباً در هر زمینه‌ای به شما تصور واضح‌تری بدهند. مثلاً در مسأله‌های شخصی، خانوادگی، تحصیلی یا کاری، یا حتی در برنامه‌ریزی برای زندگی، خلاصه‌کردن کتاب‌ها، آماده شدن برای شروع پروژه‌ها، طرح‌ریزی و ارائه‌ی پرزنتیشن‌ها، نوشتن پست‌های وبلاگ، و تقریباً در هرچیز دیگری مایندمپ کشیدن می‌تواند کار شما را آسان‌تر کند.
چطور یک مایندمپ بکشیم؟
کشیدن مایندمپ خیلی آسان است:

از وسط یک صفحه‌ی سفید شروع کنید و ایده‌ای را که قرار است بسط بدهید بنویسید یا بکشید. پیشنهاد می‌کنم برای این کار، صفحه را به‌صورت افقی جلویتان بگذارید .
با اضافه‌کردن ایده‌های فرعی و وصل کردن آن‌ها به ایده‌ی مرکزی با خط، مایندمپ را در اطراف آن بسط بدهید.
همین مسیر را برای ایده‌های فرعی هم تکرار کنید: تا جایی که لازم است ایده‌های فرعی سطح پایین‌تری ایجاد کنید و هرکدام از آن‌ها را به ایده‌های فرعی مرتبط در سطح قبلی وصل کنید.

چند توصیه‌ی دیگر:

از رنگ‌ها، شکل‌ها و علامت‌ها زیاد استفاده کنید و تا می‌توانید بصری کار کنید؛ مغزتان بعداً به‌خاطر این کار از شما ممنون می‌شود. من آدم‌هایی را دیده‌ام که به بهانه‌ی اینکه «هنرمند نیستند» حتی سعی هم نمی‌کنند. نگذارید این فکر، جلوی شما را بگیرد.
عنوانِ ایده‌ها را تا جایی که می‌توانید کوتاه نگه‌دارید؛ در حد یک کلمه یا حتی فقط تصویر. ممکن است مخصوصاً در اولین مایندمپ‌هایتان تمایل شدیدی داشته باشید که برای ایده‌ها جمله‌‌های کامل بنویسید. ولی سعی کنید همیشه دنبال فرصتی باشید که آن‌ها را تا حد یک کلمه یا شکل کوتاه کنید. با این کار، مایندمپ‌تان تا حد زیادی اثرگذارتر می‌شود.
از اندازه‌ها، رنگ‌ها و چینش‌های مختلف برای متن‌ها استفاده کنید. از خط‌هایی با ضخامت‌ها و طول‌های مختلف استفاده کنید و تا می‌توانید نشانه‌های بصری را برای تأکید روی نکته‌های مهم به‌کار ببرید. هرکدام از این کارهای کوچک کمک می‌کند تا مغزتان بیشتر درگیر شود.

حرف آخر

نقشه ذهنی یک مبحث فوق‌العاده جذاب و گسترده است و در این پست فقط به قسمت کوچکی از آن پرداختیم. اگر راهنمایی‌های بیشتری می‌خواهید، ویکی‌پدیا همیشه نقطه‌ی شروع خوبی است. مایندمپ کشیدن برای من خیلی هیجان‌انگیز است، و یکی از مهم‌ترین انگیزه‌هایم برای وبلاگ نویسی است. تا می‌توانید مایندمپ کشیدن را تمرین کنید. به نکته‌های کاربردی‌ای که خواندید توجه کنید و خودتان نتیجه را ببینید. خیلی هم نگرانِ «درست» انجام دادنش نباشید؛ سعی کنید از آن لذت ببرید.

از اینجا برای ساخت مایندمپ کمک بگیرید

این هم یک مایندمپ فوق‌العاده‌ی دیگر از مرکزِ بوزان استرالیا درباره‌ی خلاقیت؛ برای اینکه ایده بگیرید!

تئوری شیر و چهارپایه در موفقیت / چگونه موفق شوم؟

بیش از یک قرن پیش، یک رام کننده ی شیر به نام کلاید بیتی (Clyde Beatty) درسی مهم را یاد گرفت که امروز تقریبا می تواند تمامی حوزه‌های زندگی شما را تحت تاثیر قرار بدهد.
اما اون درس چی بود؟
مربی قفس شیرها که جان سالم بدر برد !

کلاید بیتی در سال ۱۹۰۳ در یکی از روستاهای اوهایو آمریکا به نام Bainbridge به دنیا امد. وقتی که هنوز جوان بود خانواده اش را ترک کرد و به یک سیرک پیوست و به عنوان نظافتچی قفس حیوانات مشغول به کار شد. سال های بعد سال های خوبی برای بیتی بود. او به سرعت پیشرفت کرد و از یک نظافتچی ساده به یک اجرا کننده ی مشهور و محبوب بدل شد.
بیتی بخاطر اجرای بی نظیرش در رام کردن حیوانات وحشی و درنده مشهور شده بود. یکبار نمایش فوق العاده او شامل یک بخش بود که بیتی همزمان چند شیر، یوز پلنگ و کفتار را وارد رینگ سیرک کرد و توانست همه ی آن ها را رام کند.
اما چشمگیر ترین ترین شاهکار او…
در دوره ای که اکثر رام کنندگان شیر در رینگ سیرک ها توسط حیوانات کشته می شدند، بیتی در دهه ششم عمرش زندگی را ادامه می داد و در نهایت در این سرطان بود که زندگی اش را به پایان رسانید، نه شیر.
اما او چگونه توانست تسلیم حیوانات درنده نشود؟
جواب سوال در یک ایده ی ساده بود. کلاید بیتی یکی از اولین افرادی بود که که هنگام اجرا داخل رینگ با صندلی ظاهر می شد. اما با بودن صندلی چه اتفاقی می افتاد…

شلاق و صندلی
تصویر قدیمی از بیتی وجود دارد که او را در مقابل یک شیر نشان می دهد در حالی که در یک دستش شلاق و در دست دیگرش یک صندلی وجود دارد. شلاق با حرکت مداومش تمام توجه ها را به خود جلب می کند، اما در واقع حضورش برای خالی نبودن عریضه است و در واقع کار اصلی و مهم را صندلی انجام می دهد.
وقتی یک رام کننده صندلی را مقابل صورت یک شیر نگه می دارد، شیر تلاش می کند تا در یک لحظه بر روی هر چهار پایه ی صندلی تمرکز کند. وقتی این اتفاق می افتد سطح تمرکز شیر پائین می آید(بر روی پایه های صندلی تقسیم می شود)، در نتیجه شیر گیج می شود و در مورد اقدامی که می خواهد انجام دهد مردد می ماند. در حقیقت وقتی شیر با انتخاب های متفاوتی رو به رو می شود، انتخاب می کند تا به جای حمله کردن به رام کننده که صندلی را نگه داشته است، خشک بایستد.

از شیر درس بگیرید !
چند بار پیش آمده که در موقعیتی مشابه موقعیت شیر گیر افتاده باشید؟ چند بار پیش آمده که می خواستید به چیزی برسید (مثلا وزنتان را کم کنید، یک بیزینس را شروع کنید، سفر کنید و…)… و فقط به خاطر گیجی حاصل از انتخاب های زیاد هیچ پیشرفتی نداشتید؟
{…شاید بهترین نمونه برای مثال زدن کنکور باشه. یکی از سخت ترین قسمت هاش پیدا کردن کتاب یا آزمون بود. همه بهترین کتابا رو داشتن و البته بزرگترین جامعه آماری…}

نتیجه انتخاب های زیادی که می توانیم داشته باشیم نهایتا می تواند به عدم تمرکز یا تمرکز بر روی انتخاب های نا درست به انجامد و در آخر هم پیشرفت کمتری خواهیم دید. به نظر می رسد که وقت تغییر دادن این موضوع باشد. اما چگونه؟

چگونه دقیق تر تمرکز کنیم؟
هر موقع متوجه شدید که دنیا روبه رویتان صندلی اش را تکان می دهد، این موضوع را به یاد بیاورید:

شما فقط باید یک کار را انجام دهید.
در آغاز شما مجبور نیستید به موفقیت برسید. تنها چیزی که اجباریست، شروع کردن است. این موضوع را فراموش نکنید که دست به کار شدن قبل از احساس آمادگی ، عادت افراد موفق است. بیشتر اوقات، توانایی شروع کردن و مشغول شدن به انجام یک کار، تنها چیزی است که برای تمرکز بهتر نیاز دارید. اکثر مردم مشکلی درمتمرکز شدن روی انجام یک کار ندارند، مشکل اصلی آن ها تصمیم گیریست.
احتمالا برایتان اتفاق افتاده که توانایی شروع کردن کاری را داشته اید اما به دلایلی آن را به تعویق انداخته اید وتا زمانی که مجبور نشدید دست بکار نشدید. اما وقتی که شروع کردید توانسته اید آن کار را تمام و کمال انجام دهید. به عبارت دیگر:پیشرفت شما در کار، زندگی و…به یاد گرفتن تمرکز کردن بستگی ندارد(چون شما از قبل این توانایی را دارید)، بلکه به این بستگی دارد که یاد بگیرید چگونه از میان چند کار و انتخاب یکی را برای به انجام رساندن انتخاب کنید.
به این نکته توجه کنید که شما توانایی متمرکز کردن ذهنتان را دارید و تنها چیزی که نیاز دارید این است که به جای آنکه مانند شیر آن را تقسیم کنید تمام تمرکزتان را به یک مساله معطوف کنید.

زل زدن به صندلی را تمام کنید
زندگی تمرین نیست. همانطور که می دانید (یا نه) شما در رینگ هستید، همه مان هستیم و متاسفانه بیشتر وقتمان را ساکت در یک گوشه می نشینیم، به صندلی زل می زنیم و به آرامی راجع به اینکه کدام پایه مهمتر است بحث می کنیم.
اما نباید اینگونه باشد.

مزایای تبلیغات را میدانید؟!

مزایای تبلیغات در کسب و کارها در این دوران بر کمتر کسی پوشیده است اما گاهی اوقات برخی بنگاه های اقتصادی بدون درنظر گرفتن اهداف تبلیغات، از آن رویگردان میشوند که شاید عمده ترین علت این مساله کم کردن هزینه های مربوط به تبلیغات است. در ادامه ۱۵ مزیت اصلی تبلیغات عنوان شده است .
این مطلب را برای کلیه افرادی که جلوی تبلیغات یا انجام آن گاردی ناخواسته دارند ارسال کنید.

مزایا و اهداف تبلیغات چیست؟

۱- معرفی محصول جدید به بازار
تبلیغ نقش مهمی در معرفی محصول جدید در بازار بازی می کند. در حقیقت تبلیغات مشتریان را به خرید ترغیب می کند.
۲- گسترش بازار
تبلیغ، به تولیدکنندگان این امکان را می دهد تا بازارشان را گسترش دهند. همچنین تبلیغ کردن باعث کشف بازارهای جدید برای محصولات می شود و حفظ بازارهای موجود را نیز ممکن می سازد. از سوی دیگر تبلیغات نقش مهمی در ایجاد ارتباط میان محصولات تولید کنندگان با مشتریانی دارد که با آنها از لحاظ بعد مکان بسیار فاصله دارند.
۳- افزایش فروش
تبلیغ علمی، امکان افزایش فروش انبوه کالاها را افزایش داده و بر میزان فروش تاثیر مثبت دارد. به عبارت دیگر با هزینه کردن در بخش تبلیغات میزان فروش افزایش می یابد و فروش سهل تر می گردد.
۴- مقابله با رقبا
تبلیغ موثر ، ابزار بسیار سودمندی برای مواجهه با فشار رقبا در بازار است. در حقیقت تبلیغات ادامه دار و با برنامه، یکی از راه های موثر برای حفظ محصولات در مقابل چنگال رقباست.
۵- افزایش حسن نیت
تبلیغ ابزاری برای افزایش حسن نیت است. همچنین تبلیغ، تولیدکنندگان و محصولاتشان را به مردم معرفی می کند. تبلیغات مکرر و محصولات با کیفیت برتر، باعث اعتبار بیشتر کمپانی ها و افزایش حسن نیت آنها و از بین بردن نگرانی های مشتریان می گردد.
۶- آموزش مصرف کنندگان
تبلیغات در ذات خود آموزش و پویایی را بهمراه دارد و باعث آشنایی مشتریان با محصولات جدید و تنوع کاربردشان می گردد. همچنین زمینه آموزش آنها را راجع به کاربری های جدید محصولات موجود فراهم میشود.
۷- از میان بردن واسطه ها
یکی دیگر از مزیت های تبلیغ ایجاد یک ارتباط مستقیم میان تولیدکنندگان و مشتریانشان است. این مساله باعث حذف دلال های بازار می شود.از همین روی، تبلیغات این فایده را دارد که مشتریان با قیمت کمتری ، محصولات را خریداری کنند.
۸ – محصولات با کیفیت بهتر
کالاهای مختلف تحت نام های تجاری مختلف تبلیغ می شوند. کالاهای دارای نام تجاری معتبر، کیفیت استانداردی را برای مصرف کنندگان تضمین می کنند. تولیدکنندگان، محصولات با کیفیت را برای مصرف کنندگان فراهم می کنند و سعی دارند تا اطمینان آنها را نسبت به محصولات خود جلب نمایند.
۹- حمایت از بخش فروش
تبلیغ بصورت شگرفی از کار فروشندگان حمایت می کند. در حقیقت مشتریان با آنچه که بخش فروش به آنها پیشنهاد می دهد به وسیله تبلیغات از قبل آشنا شده اند. تلاش های بخش فروش بصورت ویژه از سوی تبلیغات موثر تکمیل می گیرد.  این مساله بدرستی نشان از نقش مکمل تبلیغات و فروش برای یکدیگر دارد.
۱۰- استاندارد زندگی بالاتر
تجربیات جوامع پیشرفته نشان می دهد که تبلیغ نقش عمده ای در افزایش سطح استاندارد زندگی مردم دارد. وینستون چرچیل می گوید :” تبلیغات سیطره مصرف گرایی بشر را در اذهان زنده نگه می دارد و نیازهای جدید را برای استانداردهای بهتر زندگی ایجاد می کند.”
۱۱- آگاهی از برند
یکی از کارکردهای اصلی و اهداف تبلیغات تجاری ، آشناسازی مخاطبان با یک کالا یا یک خدمت جدید است. در حقیقت برای افزایش آگاهی برند یا Brand Awareness تبلغات یک ابزار ارتباطی موثر است.
۱۲- تداعیات مثب از برند
علاوه بر اینکه تبلیغات باعث تقویت آگاهی از برند می شود، تبلیغ کنندگان می توانند با استفاده از تبلیغات تجاری، تداعیات و حس مطلوب از یک برند را به مخاطبان القا کنند.
۱۳- ایجاد وفاداری بیشتر به برند
تبلیغات موثر و با برنامه می تواند حس وفادرای مشتریان به یک برند را افزایش دهد و میزان برگشت و تمایل به خرید مجدد از محصول را در آنها تقویت کند.
۱۴- انتقال فرهنگ یک سازمان به مصرف کننده
دیوید اگلیوی، فقید معتقد است یکی از اهداف تبلیغات و شاید تنها مسیر ارتباطی برای انتقال فرهنگ یک سازمان به خریداران، تبلیغات تجاری است در حقیقت، سازمانها برای انتقال فرهنگ سازمان خود از تبلیغات تجاری استفاده می کنند. نوع پیام و نحوه ساخت تبلیغات به صورت مستقیم و غیرمستقیم فرهنگ یک کمپانی را به مخاطبانش القا می کند.
۱۵- ایجاد تمایز
یکی بدیهی ترین اهداف تبلیغات ایجاد تمایز میان محصولاتی است که تبلیغات می شوند و محصولاتی که به بدون حمایت تبلیغات وارد بازار می شوند. چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم، نگاه مشتریان در هنگام خرید به محصولاتی تبلیغات شده اند متفاوت است. به ویژه تبلیغاتی که تا زمان خرید مخاطب در یاد او مانده باشد. البته پس از استفاده از کالاهای مختلف، کیفیت محصولات، در انتخاب بعدی مشتری به نسبت تبلیغات، رجحان خواهد داشت.

هک رشد چیست؟

هک رشد (Growth hacking) چیست؟

هک رشد (Growth hacking) از مفاهیم جدیدی است که در دنیا رواج یافته است و بسیاری از افراد تعریف دقیقی از آن را نمی دانند.
برخی تصور می کنند که هک رشد نوعی از بازاریابی است و برخی دیگر هم فکر می کنند هک رشد آینده کسب و کارها و محصولات اینترنتی است، برای تعریف دقیق هک رشد بهتر است ابتدا تاریخچه و نحوه پیدایش آن را بررسی کنیم.

هکر رشد، یا در اصلاح دقیق‌تر رهبر هک رشد (Growth Hacking Leader) کسی است که رهبری این فرایند چالشی را به عهده می‌گیرد. در حقیقت وظیفه پیاده‌سازی دانش افرادی که در گروه‌های هک رشد قرار دارند با وی است و رهبر هک رشد، با تکیه‌بر اختیاراتی که از مدیرعامل مجموعه دریافت می‌کند، می‌تواند تا حد زیادی از ایده پردازی کارکنان استفاده کرده و سرعت شناسایی مشتریان را افزایش دهد.

تاریخچه هک رشد

اجازه دهید داستان را از همان اول تعریف کنم. چه شد که مفهوم هک رشد و هکر رشد متولد شد؟

اصطلاح هک رشد در سال ۲۰۱۰ توسط شان الیس ایجاد شد. وقتی از او پرسیده شد چرا این اصطلاح را ایجاد کرده‌ای، این طور جواب داد:

به خاطر سرخوردگی و ناکامی‌ام در استخدام کسی که بتواند در استارتاپ‌ها جایگزین خودم شود.

هکر رشد کسی است که فکر و ذکرش همه‌ی همّ و غمش متوجه رشد بهبود کسب‌و‌کار است.

سین الیس به چندین شرکت کمک کرده بود تا به رشد خارق العاده ای دست پیدا کنند و هنگامی که استارت آپ ها به دنبال رشد تعداد کاربران و مشتریان خود بودند، به سراغ او می رفتند. سین الیس هم در ازای دریافت پول به آن ها استراتژی های اختصاصی برای رشد سریع کسب و کارشان را می داد.

او سیستم های مورد نیاز برای رشد سریع را در شرکت ها راه اندازی می کرد، فرآیندها و ایده اصلی را نیز در اختیار مدیران استارت آپ ها قرار می داد و زمانی که می خواست شرکت را ترک کند مشکل اصلی بوجود می آمد! او وقتی به دنبال جایگزین برای خود می گشت رزومه هایی متفاوت و گاها نامرتبط دریافت می کرد. خیلی از این افراد مدرک بازاریابی داشتند و با اینکه دارای تجربه کاری هم بودند ولی همیشه یک چیزی را کم داشتند. سین الیس می دانست روشی که برای رشد استارت آپ ها به کار می برد با اصول و تکنیک های سنتی بازاریابی تفاوت دارد و اگر کار را به بازاریابان معمولی بدهد نتیجه خوبی بدست نمی آید.

هکر رشد شخصی است که جهت فعالیت هایش همواره در راستای رشد است و کاملا مانند قطب نما، همیشه به سمت شمال نشانه میرود!

هکر رشد با سطوح مختلف دانشی از برنامه نویسی و دولوپ، مارکتینگ و بازاریابی و آنالیز و تحلیل داده ها نقشی اساسی در پروژه ها و رشد آنها دارد.

هر فعالیتی که هکر رشد انجام میدهد با شاخص های تاثیرگذاری بر میزان رشد سنجیده میشود. اهمیت وجود چنین شخصی برای رشد پایدار یک استارتاپ یا هرگونه کسب و کار نوپا بسیار زیاد است.
کسی که توانایی ایجاد ارزشهای کلید و مزیت های رقابتی برای شما را داراست. همچنین زمانی که قصد دارید عواملی که در رشد استارتاپ به طور مستقیم موثر نیستند را شناسایی و کنار بگذارید ، یک هکر رشد یا حتی یکی از کارمندان خودتون که مهارت کافی در زمینه رشد بدست آورده خیلی راحت تر و سریعتر از یک بازاریاب میتواند این کار را برای شما انجام دهد.

تمام تصمیمات هکر رشد در جهت رشد اتخاذ میشود. هر استراتژی یا تاکتیک و یا ابتکاری که به خرج میدهد به امید رشد بیشتر هست. البته بازاریابان سنتی هم به رشد توجه دارند اما نه با این تمرکز و شدت توجه یک هکر رشد! دقت کنید که قدرت هکر رشد در شدت تمرکزش در انتخاب تنها یک هدف و نادیده گرفتن سایر مسایل دیگر به جز رشد است .به همین خاطره که میتواند به مهمترین نیاز دوران آغازین یه استارتاپ یعنی رشد با موفقیت پاسخ دهد.
تمرکز دقیق بر روی مقوله رشد موجب ظهور ابزارها، تکنیکها و شیوه های متنوعی ویژه رشد شده است که چنین ابزارهایی برای بازاریابان وجود ندارد و این گونه ابزارها باعث نزدیک شدن هرچه بیشتر فیلدهای کاری یک بازاریاب و هکر رشد در آینده خواهد شد.

چگونگی تولید محتوای ارزشمند + چک لیست بررسی آن

در حال حاضر ارزش تولید محتوای با ارزش بر کسی پوشیده نیست و تاثیر آن بر جایگاه سایت ها و کسب و کارها در موتورهای جستجو نیز غیرقابل کتمان است پس برای دیدن شدن در نتایج جستجوی مخاطبین، باید محتوای ارزشمند، باکیفیت و جذاب در مدت زمان مناسب ارائه گردد.

در چک لیست زیر سعی کرده ام بصورت خلاصه اما کاربردی، شاخص هایی برای سنجش میزان تاثیرگذاری و ارزش محتواهای تولیدی را ارائه دهم.

آيا مخاطبین به دنبال چيزي هستند كه شما در مورد آن مي‌نويسيد؟
آيا مخاطبین از مقاله شما بهره ای خواهند برد؟
چه چيزي در مورد مقاله یا محتوای شما خاص است؟
تيتر مطلب به درستی تنظیم شده است؟
آیا از خلاصه ی تمیز و جذاب و کوتاه استفاده شده است؟
آیا از کلیدواژه های کلیدی در متن استفاده شده است؟
تیترهای فرعی را به درستی به کار برده اید؟
متن های پاراگراف ها به اندازه کافی کوچک هستند که باعث خستگی مخاطب نشوند؟
آیا از تصاویر به درستی و مرتبط استفاده شده است؟
آیا مطلب جاری به مطالب قبلی که از لحاظ محتوایی مرتبط هستند لینک شده است؟
آیا در ارائه مفهوم ها و واژه های ارائه شده، به واژه های خارجی و منابع آن لینک شده است؟
آیا برای محتوای مدنظر، متا و کلمات کلیدی مناسب انتخاب شده است؟
آیا مخاطب در متن به انجام عمل یا اقدامی برای ارتباط بیشتر یا خرید دعوت شده است؟

در صورت هرگونه سوال یا نیاز به مشاوره با بنده در تماس باشید 🙂

تحلیل الکسا سایت و پارامتر های الکسا

سلام و روزخوش

از آنجایی که درک و تحلیل پارامترهای الکسای سایت برای مدیران سایت اهمیت ویژه ای داره این مطلب را برای دوستانی که با پارمترهای الکسا آشنایی کافی ندارند منتشر کردم:

رتبه:
مورد نخست که با آیکون زمین مشخص شده رتبه جهانی سایت و مورد بعد که با پرچم یک کشور مشخص شده ، مشخص می کند سایت شما در کشوری که بیشترین نرخ بازدید را دارد چه رتبه ای دارد.

نکته : این عدد تنها از کشوری که بیشتری بازدیدکنندگان شما از آن کشور هست اختصاص دارد نه به کشوری که رتبه ی کمتری دارد!

تعامل بازدیدکنندگان:
Bounce Rate: این پارامتر مشخص می نماید چند درصد از بازدید کنندکان پس از دیدن اولین صفحه وبسایت شما را ترک کرده اند. هر چه میزان این مقدار کمتر باشد وضعیت سایت شما بهتر است. معمولا بالای ۸۰% بد ، ۵۰% متوسط و زیر ۳۰% عالی است . این مورد زمانی بیشتر خودنمایی می کند که طراحی سایت و UX آن ضعیف باشد و کاربران رغبتی به دیدن سایت و تعامل با آن نداشته باشند.

میزان بازدید صفحات هر بازدیدکننده:
Daily Pageviews per Visitor: این پارامتر مشخص می نماید بطور میانگین بازدیدکنندگان چند صفحه از وب سایت شما را ملاحضه کرده اند. هرچه بیشتر باشد بهتر است. اضافه کردن اِلمان های مانند BreadCrumb و پست های مرتبط کمک بسیار زیادی به افزایش این عدد خواهد کرد.

مدت زمان صرف شده توسط هر بازدیدکننده:
Daily Time on Site: این پارامتر مشخص می نماید بطور میانگین بازدیدکنندگان چند دقیقه از وب سایت شما دیدن کرده اند. این عدد نیز هرچه مقدار بیشتری داشته باشد وضعیت بهتری خواهید داشت، این پارامتر را با محتوای مناسب و خوانا و همچنین جذابیت بصری محتوا میتوان افزایش داد.

برای هرگونه سوال یا مشاوره هم میتونید با بنده در تماس باشید 🙂 / از طریق تماس با من پیگیر شوید 🙂

انتخاب دامنه مناسب، چرا و چگونه؟!

انتخاب نام مناسب برای وب‌سایت، یکی از مهم‌ترین مراحل برای ساخت یک وب‌سایت عالی است. اگر قصد دارید یک تجارت آنلاین راه‌اندازی کنید، انتخاب نامی که قابل بازاریابی بوده و در هنگام جستجو نظر کاربران را به خود جلب کند، بسیار مهم بوده و رمز موفقیت است. فاکتور‌های مهمی باید قبل از انتخاب نام دامنه مورد توجه قرار گیرند. این مقاله از سایت همیدفدایی نگاهی به مواردی که باید قبل از انتخاب نام مورد توجه قرار گیرد، می‌پردازد.

کوتاه و جذاب

نام دامنه‌ها می‌توانند بسیار کوتاه و یا بسیار بلند باشند (از ۳حرف الی ۲۵۶حرف). بطور کلی، بهتر است نام دامنه شما کوتاه باشد. هرچه نام دامنه شما کوتاه‌تر باشد مردم آن را راحت‌تر به یاد خواهند سپرد. به یاد سپردن نام دامنه از لحاظ بازاریابی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. همانطور که کاربران به سایت شما مراجعه کرده و از آن استفاده می‌کنند، احتمالاً به دیگران نیز درباره آن خواهند گفت و آن‌ها نیز خود به دیگران پیشنهاد می‌کنند و …. همانند هر تجارت دیگری، تبلیغات دهانی، قویترین نوع تبلیغات برای جذب کاربران جدید به وب‌سایت شماست (که البته رایگان نیز هست! ). اگر نام دامنه وب‌سایت شما طولانی و تلفظ آن سخت باشد، کاربران آن را به یاد نخواهد آورد و اگر در لیست Favorite‌های خود ذخیره نکرده باشند، به احتمال زیاد دیگر به آن سر نخواهند زد.

دیگر نام‌های مشابه را فراموش نکنید.

اگر کاربران سایت شما از طریق لیست Favorite خود و یا لینک از سایت‌های دیگر وارد نشده باشند، احتمالاً نام دامنه را مستقیماً تایپ نموده‌اند. بیشتر کاربران اینترنت، در تایپ بسیار ضعیف هستند و به راحتی نام وب سایت‌ها را اشتباه تایپ می‌کنند. اگر نام دامنه شما سخت تایپ می‌شود و یا مشابه آن وجود دارد، باید در فکر خرید آن دامنه‌هایی که با نام دامنه شما مشابه است، باشید. برای مثال اگر نام وب سایت شما “DonyaeTablighat.com” است، بد نیست نام دامنه‌های “DonyaeeTablighat.com” و“DonyaeTabliqat.com” را نیز خریداری کنید. احتمالاً از اینکه بازدیدکنندگان سایت شما به خاطر اشتباه کوچک در نام دامنه، وارد سایت دیگری شوند که انتظار آن را ندارند، خوشحال نخواهید شد.

همچنین نام دامنه‌هایی به نام شرکت شما نیستند اما مرتبط با محصولات و خدمات که ارائه می‌دهید، هستند را خریداری نمایید. مثلاً اگر نام شرکت شما “دنیای تبلیغات” است بد نیست که نام دامنه‌هایی که مرتبط به کار شما هستند مانند \”تبلیغات ایرانی\” یا \”نقد تبلیغات\” را نیز خریداری نمایید. هرچند این نام دامنه‌ها ربطی به نام شرکت شما ندارند، اما روش مناسبی برای ورود بازدیدکنندگانی است که به دنبال آن نام‌ها جستجو می‌کنند. به یاد داشته باشید که می‌توانید نام دامنه‌های مختلفی را به یک سایت مرتبط نمایید.

خط فاصله در نام وب سایت: خوب یا بد؟

نام‌های آزاد دامنه‌ها روز به روز کمتر و انتخاب نام دامنه خوب سختر می‌شود. بسیاری از نام دامنه‌های تک کلمه‌ای قبلاً خریداری شده‌اند و همین موضوع انتخاب نام مورد نظر شما را سختر می‌کند. هنگامی که قصد انتخاب یک نام دامنه را دارید، می‌توانید از خط فاصله(hyphen) در نام دامنه استفاده کنید. استفاده از خط فاصله مفید است چراکه با شما اجازه خواهد داد نام‌های چند کلمه‌ای را از هم جدا نموده و باعث راحت‌تر خوانده شدن آن شوید. برای مثال، کاربران به راحتی نام دامنه“domainnamecenter.com” را اشتباه تایپ خواهند کرد اما نام دامنه“domain-name-center.com” به راحتی قابل تایپ کردن است. چسباندن حروف به یکدیگر خواندن آن را سخت می‌کند و احتمال غلط تایپ کردن آن را بالا می‌برد. از طرف دیگر، خط فاصله، نام دامنه شما را طولانی‌تر خواهد کرد. هرچه نام دامنه شما طولانی‌تر باشد، احتمال اینکه کاربر سایت نام آن را به طور کامل فراموش نماید بیشتر خواهد بود. همچنین، اگر سایت شما به کسی معرفی شود، ممکن است فراموش کنند که کلمات سایت با خط فاصله از هم جدا می‌شوند (همچنین گفتن آدرس وب سایتی که خط فاصله در آن باشد، هم برای گوینده و هم برای نویسنده آن سختر است. -م) اگر قصد استفاده از خط فاصله را برای وب سایت خود دارید، تعداد آن‌ها را به ۳عدد محدود کنید. مزیت دیگر استفاده از خط فاصله در دامنه‌ها، به موتور‌های جستجو امکان می‌دهد تا هر کلمه را به صورت جداگانه ذخیره نمایند. (گوگل به تازگی امکان جداسازی اتوماتیک کلمات وب سایت‌های بدون خط نیره را به موتور جستجوی خود اضافه نموده است. )

دات چی؟

بسیاری پسوند برای نام وب سایت‌ها وجود دارد که شامل.com،.net،.org،.co،.ir،.co.ir،.biz می‌شوند. در بیشتر موارد، هرچه پسوند دامنه غیر متعارف‌تر و ناشناخته‌تر باشد، نام‌های آزاد بیشتری در آن وجود دارد. با این حال، پسوند سایت.com بیشترین مخاطب و شناخته شده‌ترین پسوند سایت است. چراکه این اولین پسوند ارائه شده در اینترنت برای وب‌سایت‌های تجاری بود و استفاده از آن بسیار باب شده بود.

اگر نام وب‌سایت موردنظر شما در بین دامنه‌های.com وجود ندارد، از نام.net که دومین پسوند شناخته شده است استفاده نمایید. هم‌چنین در کشور ما نیز دامنه‌های.ir محبوب هستند و می‌توانید از این نوع دامنه نیز استفاده کنید.

در مورد سایر دامنه‌ها و پسوند‌های به تازگی اضافه شده نیز، تنها مورد قابل توجه “افزایش هزینه بازاریابی و تبلیغات” هست که نیاز هست موردتوجه صاحبین کسب و کار قرار بگیرد.